مهنا نیکبین، پژوهشگر و عضو هیأت علمی گروه گردشگری و هتلداری دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره ظرفیتها و الزامات توسعه گردشگری هنری در ایران اظهار کرد: ایران از ظرفیت بسیار بالایی برای توسعه گردشگری هنری برخوردار است، اما این ظرفیت هنوز در سراسر کشور به یک نظام منسجم، هدفمند و قابل عرضه در بازار گردشگری تبدیل نشده است.
او افزود: ایران مجموعهای گسترده و متنوع از هنرهای سنتی و معاصر را در اختیار دارد؛ از نگارگری، خوشنویسی و موسیقی سنتی گرفته تا صنایعدستی، فرش، سفال، معماری، هنرهای نمایشی و هنرهای بومی که در بسیاری از مناطق، با هویت، حافظه تاریخی و زندگی روزمره جوامع محلی پیوند خوردهاند.
گردشگری هنری؛ فراتر از موزه و خرید صنایعدستی
این پژوهشگر با تاکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم گردشگری هنری ادامه داد: گردشگری هنری را نباید به بازدید از موزهها یا خرید صنایعدستی محدود کرد بلکه زمانی میتوان از شکلگیری واقعی این نوع گردشگری سخن گفت که خودِ فرآیند خلق هنر به یک تجربه منحصربهفرد برای گردشگر تبدیل شود.
نیکبین توضیح داد: گردشگر میتواند وارد یک کارگاه صنایعدستی شود، با هنرمند محلی گفتوگو کند، بخشی از فرآیند تولید یک اثر را تجربه کند و در نهایت محصولی را که خود در خلق آن مشارکت داشته، با خود به همراه ببرد. این مدل، هم تجربه گردشگر را عمیقتر و معنادارتر میکند و هم امکان انتقال مستقیمتر درآمد به هنرمند و جامعه محلی را فراهم میسازد.
او با اشاره به ظرفیت میراثفرهنگی ناملموس ایران گفت: ثبت ۲۷ عنصر از میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست یونسکو، نشاندهنده بخشی از ظرفیت گسترده کشور در این حوزه است، ظرفیتی که طیف متنوعی از هنرها، مهارتها، سنتها، موسیقی، خوشنویسی، نگارگری، بافندگی، صنایعدستی و آیینها را دربرمیگیرد و میتواند مبنای طراحی محصولات و تجربههای جدید گردشگری قرار گیرد.
از «گردشگری مشاهدهای» تا «گردشگری تجربهمحور»
عضو هیات علمی گروه گردشگری و هتلداری دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه گام بعدی توسعه گردشگری هنری در ایران، عبور از الگوی مشاهدهمحور است، تصریح کرد: باید از گردشگری مبتنی بر مشاهده به سمت گردشگری مبتنی بر مشارکت و تجربه حرکت کنیم، به این معنا که به جای آنکه از گردشگر بخواهیم از یک بنای تاریخی یا موزه بازدید کند، برای او روایت و تجربهای طراحی کنیم که بتواند با فرهنگ مقصد ارتباطی مستقیم برقرار کند.
او افزود: «یک روز با استاد میناکاری»، «تجربه یک کارگاه نگارگری»، «یادگیری بخشی از هنر فرشبافی» یا «تجربه موسیقی و آیینهای محلی» میتواند بخشی از این محصولات تجربهمحور باشد، محصولاتی که در آنها هنر بهعنوان فرآیند، مهارت، روایت و بخشی از هویت جامعه عرضه میشود.
نیکبین با اشاره به ظرفیت شهرهای خلاق نیز گفت: پیوند میان گردشگری و شهرهای خلاق میتواند زمینه مناسبی برای توسعه گردشگری هنری فراهم کند. شهرهایی مانند اصفهان و بندرعباس از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه صنایعدستی و هنرهای بومی برخوردارند و معرفی این ظرفیتها از طریق نمایشگاهها، بازارهای صنایعدستی و همکاریهای بینشهری میتواند ارتباط میان هنر، مقصد و گردشگر را تقویت کند.
او ادامه داد: برای نمونه، در گزارش یونسکو درباره بندرعباس نیز به نقش ایجاد فضاهای مناسب برای عرضه صنایعدستی در معرفی و فروش محصولات هنرمندان به گردشگران داخلی و خارجی اشاره شده است.
فناوری باید در خدمت هنرمند و اصالت فرهنگی باشد
این کارشناس گردشگری، فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی را از ابزارهای مهم برای توسعه نسل جدید گردشگری هنری دانست و گفت: در چارچوب موضوع روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶، میتوان از ظرفیت هوش مصنوعی برای شخصیسازی مسیرهای گردشگری هنری، روایتگری دیجیتال، بازسازی و معرفی هنرهای در معرض فراموشی، استفاده از واقعیت افزوده در موزهها و بناهای تاریخی و همچنین معرفی هنرمندان محلی به بازارهای بینالمللی بهره گرفت.
نیکبین تاکید کرد: فناوری باید در خدمت هنرمند، جامعه محلی و اصالت فرهنگی قرار گیرد، نه اینکه جایگزین آنها شود.
او افزود: اگر قرار است گردشگری هنری در ایران به شکلی پایدار و اجرایی توسعه یابد، باید سه حلقه «هنرمند و جامعه محلی»، «میراث و مقصد گردشگری» و «فناوری و بازار گردشگری» به یکدیگر متصل شوند. هنگامی که این سه بخش در قالب یک زنجیره ارزش یکپارچه عمل کنند، گردشگری هنری میتواند هم به حفاظت از میراثفرهنگی کمک کند و هم به منبعی پایدار برای ایجاد درآمد و فرصتهای اقتصادی برای هنرمندان و جوامع محلی تبدیل شود.
مسئله اصلی؛ ظرفیت داریم، اما محصول گردشگری منسجم نداریم
این پژوهشگر درباره مهمترین موانع توسعه گردشگری هنری در ایران اظهار کرد: بزرگترین مانع، کمبود ظرفیت هنری نیست، ایران از نظر تنوع هنر، صنایعدستی، میراثفرهنگی و شمار و تنوع هنرمندان، ظرفیت بسیار بالایی دارد. مسئله اصلی این است که هنوز نتوانستهایم این ظرفیت را به یک محصول و تجربه گردشگری منسجم، استاندارد و قابل عرضه تبدیل کنیم.
او ضعف در سیاستگذاری و حکمرانی را نخستین چالش دانست و گفت: گردشگری، میراثفرهنگی، صنایعدستی و حوزه هنر معمولا در کنار یکدیگر و در قالب یک سیاست منسجم مورد توجه قرار نمیگیرند، در حالی که گردشگری هنری ذاتا حوزهای میانرشتهای است و توسعه آن نیازمند همکاری و همافزایی این بخشهاست.
نیکبین ادامه داد: چالش دوم، فاصله میان هنرمندان و زنجیره ارزش گردشگری است. ممکن است هنرمندی توانمند و دارای ظرفیتهای منحصربهفرد داشته باشیم، اما گردشگر نتواند کارگاه او را پیدا کند، فرآیند خلق اثر را تجربه کند یا محصول را به شکلی مناسب خریداری کند. بنابراین، میان ظرفیت هنری کشور و بازار گردشگری همچنان شکافی جدی وجود دارد.
نسل جدید گردشگران؛ جستوجوی تجربه، مشارکت و معنا
عضو هیاتمدیره انجمن علمی طبیعتگردی ایران، ضعف در طراحی تجربه را از دیگر موانع توسعه گردشگری هنری برشمرد و افزود: گردشگر امروز میخواهد مشارکت کند، داستان بشنود و تجربهای منحصربهفرد داشته باشد، موضوعی که بهویژه در میان گردشگران نسل Z نسبت به نسلهای پیشین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
او توضیح داد: بازدید از یک کارگاه سفالگری زمانی به یک محصول گردشگری هنری تبدیل میشود که گردشگر بتواند با هنرمند ارتباط برقرار کند، بخشی از فرآیند تولید را تجربه کند و در نهایت با روایتی فرهنگی و انسانی از آن مکان خارج شود.
نیکبین همچنین بازاریابی و معرفی بینالمللی را یکی دیگر از چالشهای این حوزه دانست و گفت: بسیاری از هنرهای ایرانی در داخل کشور شناخته شدهاند، اما هنوز نتوانستهایم روایت مناسبی برای معرفی آنها به گردشگران خارجی و تبدیل این ظرفیتها به محصولات رقابتپذیر گردشگری در بازارهای بینالمللی ایجاد کنیم.
او افزود: مسائل اقتصادی، محدودیتهای سرمایهگذاری، ضعف زیرساختهای گردشگری در برخی مقاصد، محدودیتهای ارتباطات بینالمللی و دشواری دسترسی به برخی بازارهای جهانی نیز بر این روند تأثیرگذار هستند.
گردشگری هنری نباید به تجاریسازی افراطی هنر منجر شود
این پژوهشگر در ادامه با هشدار نسبت به تجاریشدن افراطی هنر گفت: اگر گردشگری هنری با هدف افزایش فروش دنبال شود، ممکن است به اصالت هنر و هویت جوامع محلی آسیب وارد کند. بنابراین، باید میان اقتصاد گردشگری و حفاظت از ارزشهای فرهنگی تعادل برقرار شود.
نیکبین تاکید کرد: باید یک زنجیره ارزش ایجاد شود که در آن هنرمند، جامعه محلی، بخش گردشگری، میراثفرهنگی، بازار و فناوری در کنار یکدیگر قرار گیرند.
او گفت: در چنین شرایطی است که گردشگری هنری میتواند هم برای گردشگر تجربهای ارزشمند و معنادار ایجاد کند و هم برای هنرمند و جامعه محلی، درآمد، فرصت اقتصادی و امکان توسعه فراهم آورد.
هنر؛ نقطه اتصال گردشگر با هویت و حافظه مقصد
نیکبین در تشریح مهمترین ویژگی گردشگری هنری اظهار کرد: مهمترین ویژگی گردشگری هنری این است که گردشگر را از یک مشاهدهگر به یک مشارکتکننده در فرهنگ مقصد تبدیل میکند.
او افزود: در گردشگری معمولی ممکن است گردشگر یک اثر تاریخی را ببیند و از آن عکس بگیرد، اما در گردشگری هنری میتواند با هنرمند ارتباط برقرار کند، فرآیند خلق یک اثر را ببیند، خودش بخشی از این فرآیند را تجربه کند و با داستان و هویت جامعهای که آن اثر از دل آن برخاسته است، آشنا شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی خاطرنشان کرد: هنر حامل هویت، حافظه و دانش یک جامعه است. بنابراین، هنگامی که گردشگری هنری بهدرستی طراحی و مدیریت شود، میتواند هم تجربهای عمیقتر و معنادارتر برای گردشگر ایجاد کند و هم به حفظ میراثفرهنگی، حمایت اقتصادی از هنرمندان و تقویت جوامع محلی منجر شود.
نیکبین در پایان گفت: هدف گردشگری هنری نباید این باشد که گردشگر یک اثر هنری را ببیند، هدف این است که گردشگر، داستان، مهارت، انسان و فرهنگی را که پشت آن اثر قرار دارد، تجربه کند.
انتهای پیام/
نظر شما